روزگار نو
گر زخیال چهره ات عکس فتد به جام می مستی چشم مست تو مست کند پیاله را
قالب وبلاگ

گفتگو.

میگم: کجایی؟ چرا خبری ازت نیست؟ چرا این همه وقت نیستی؟ میدونی چند وقته خبر ازت ندارم؟

میگه: به به...چه عجب، یادی از ما کردی. تو خودت خبری از ما نمیگیری...میدونی چند وقته نیستی؟

میگم: هستم، اما خودم نیستم.

میگه: میدونم. من خودت هستم. میدونی چند وقته منو اینجا جا گذاشتی و رفتی؟

میگم: میدونم. دلم برای خودت که خودم باشی خیلی تنگ شده. اما میدونی؟ من دیگه نمیتونم بمونم.

میگه: منم نمیتونم بمونم. بیا با هم بریم. مثل قدیما.

میگم: دلم میخواد. اما نمیتونم. من دیگه تو نیستم. نمیتونم پا به پات بیام...

امضا: خودت سابق. خودم.

[ یکشنبه 3 دی 1396 ] [ 13:59 ] [ برنا ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 15239


  • paper | احد | خرید Reportazh
  • فروش بک لینک قوی | از قدیم تا کنون